
خدای شکیبم سلام
وقتی که دل آماج حرفهای نامهربانها قرار میگیرد و صدای شکستنش روح گناهکارم را تا عرش کبریایی ات اوج میدهد ، وقتی که دل تنگ سر به سنگ میزد و بهانه ات را میگیرد وقتی بغضی که راه سینه ام را آنچنان تنگ کرده که باریدنش را آرزو میکنم سر به سر دل میگذارد ... وقتی آن که دوستش میداری ، و خیال میکنی دوستت دارد به بهانه ایی آسمان ذهنت را آشفته میکند وقتی ... تنها یاد کسی که در تنهاترین لحظات تنهایم نمیگذارد ارامم میکند ، تنها با توکل بر حضور سبزت در قلب شکسته ام سخت ترین لحظات را پشت سر میگذارم ، باشد که روزی ... لحظه ایی ... دمی ...
نوشته شده توسط میترا در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY