
وقتی اسمان ابری شد با خود اندیشیدم ستاره های سربی آسمان وقتی از چشمان غم آلودش سرازیر میشوندکه بغض ابرها ، راه نفس را بسته و اشکهای مقدس اسمانی فنا میشوند تا زمینی هایی که در عطش و انتظار چشم به آبی نامحدوش دوختند آرام بگیرند .
نوشته شده توسط میترا در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 23:23 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY