
خدای مهربانم سلام
شاید یکی از حسنات سفر این باشد که آرام و پر از سکوت به نظاره آنچه می نشینم که تا کنون دیده ام اما بی تفاوت و بدون توجه به انچه میگویند از کنارشان گذشته ام . فراز و نشیبهای جاده پیموده میشد و من در ژرفای سکوتی شیرین بی پروا در جستجوی رد پای تو بودم . رد پای نور ، رد پای آفتاب در برزخی که اشرف آفریدگان برای خود ساخته اند . از معابر و استراحتگاهها که عبور میکردیم یاد ایستگاه دنیا افتادم و اینکه شاید ایستگاه بعدی آخرین ایستگاهم باشد . یک اندیشه نو نیز در ذهن جوانه زد که نور یادت را در دلم جلوه بخشید ، خدایا چرا تا کنون به ساختار محفل انس تو ( مساجد ) فکر نکرده بودم . گویی بنده ایی مشتاق که عطش عشق ازلی ات بی تابش کرده سربه اسمان بلند کرده و دستان تهی اش را پیچک وار به سوی عرش کبریایی ات دراز کرده تا حاجتش را روا کنی ،
یا من یجیب اذا دعاه
نوشته شده توسط میترا در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 ساعت 0:31 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY