
خدای خوبم سلام
دیروز توفیقی اجباری حاصل شد تا با ذهنی آشفته و کوله باری از خستگی و دلتنگی به دل طبیعت سبز بهار پناه ببرم . هرچند در آغاز راه کوچکترین تمایلی به این سفر نداشتم اما در پایان مسیر ، ارامشی اسمانی قلب خسته ام را قوت بخشید . وقتی که دیدم هر آنچه هست نشانی از وجود لم یزل تو دارد . مخمل سبز کوههای طارم که در دوردست ، در مرز زمین و آسمان از آبی نیلگون جدا میشد .آوای مبهم چشمه ایی که با انعکاس زیبایی های خلقتت رسیدن به رمز وجوت را دست یافتنی تر میکرد . آفتابی که بی دریغ می تابید و در مسیر بازگشت بارانی که سخاوتمندانه می بارید و ... فقط و فقط با دیدن این همه شگفتی زمزمه کردم .... الهی لحظه لحظه عمرم را با ترنم یادت سبز بگردان .
نوشته شده توسط میترا در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY